من سردم
-
تاریخ: 1401/6/3 ساعت: 15:31
من سردم و سردم ، تو شرر باش و بسوزان من دردم و دردم ، تو دوا باش خدا را جان را که مه آلود و زمستانی و قطبی u200fستu200f با گرمu200fترین پرتو خورشید بیارا از دیده بر آنم همه را جز تو برانمu200f پاکیزه کنم پیش رخت آینهu200f ها را من برکه ی آرام وُ تو پوینده نسیمیu200f دریاب ز من لذت تسلیم و رضا را گر ...
از چهره ی تو
-
تاریخ: 1401/6/1 ساعت: 4:16
از چهره ى تو چیز زیادى یادم نیست جز این که اقیانوس آرامى ریخته بود بین چشمهات و روى طراوت لب هات زمزمه ى تردى بود که گنگم مى کرد و نمى گذاشت از چهره ى تو چیز زیادى یادم باشد SHAHROZ